X
تبلیغات
آکادمی آریانا هنر رزمی آیکیدو آی کی کای

آکادمی آریانا هنر رزمی آیکیدو آی کی کای

Ariana Profetional Academy of AIKIDO Martial Art Center



ازسخنان استاد بزرگ و بنیانگذارآیکیدو

کسانی که درمبارزه مهارت دارند خشگمین نمی شوند آنهایی که دربردن مهارت دارند

متاسف نمی شوند بنابراین دانا قبل ازمبارزه می برد درحالیکه نادان مبارزه می کند تا ببرد.

((طریقت حقیقمی حرکت عشق است. حرکت جان دادن به تمامی موجودات،نه کشتن و

یاستیزه جویی بادیگران. عشق خدای نگهبان همه چیزاست وهیچ چیزبدون آن نمی تواند

وجود داشته باشد. آیکیدو بالفعل درآوردن عشق است.))

آیکیدو ورزشی زیبا از هنرهای رزمی و باستانی ژاپنی است . که مبتنی است بر استفاده از انرژی درونی ، حرکتهای دورانی و مقابله با حریف با بهره گیری از انرژی حرکت خود او به این ترتیب که با همراه شدن با حرکات دست ، پا و بدن حریف و جهت دادن به آنها اقدام به پرتاپ او نموده و او را از پای در می آوریم .اگر بتوانید یک وزنه ۸ کیلو گرمی را به راحتی حرکت دهید خواهید توانست با بهره گیری از تکنیکهای ورزش آیکیدو هر حریفی را شکست دهید . (بدون نیاز به قدرت جسمانی زیاد و اندامی قوی )  البته این به این معنا نیست که آیکیدو به تقویت جسم نمی پردازد و تنها مبتنی بر تکنیک ها و تقویت ذهن است

آیکیدو یعنی هماهنگی بین روح ، ذهن و انرژی درونی که در اوایل قرن نوزدهم ، توسط استاد فقید اوشیبا در ژاپن بنیان گذاشته شده است . اکنون میلیونها نفر در سراسر جهان به فراگیری و آموزش این هنر و طریقت کهن مشغولند ، در این هنر رزمی که قوی ترین و تنها سبک کامل دفاع شخصی جهان به شمار می آید، هنرجو می آموزد که چگونه با احترام وخویشتن داری و با استفاده از انرژی درونی خود و تکنیکهای منحصر به فرد آیکیدو و با استفاده از حمله حریف بر علیه خودش و بدون اینکه از انرژی و قدرت خود استفاده کند اورا مغلوب کرده و به آرامش دعوت نماید . طریقن آیکیدو احترام خاصی به حریف و وجود انسان دارد و امروزه به عنوان مادر هنرهای دفاع شخصی در جهان شناخته شده است . این ورزش زیبا برای شما اعتماد به نفس ، و روح و ذهنی سرشار از انرژی به ارمغان می آورد . اهتمام به تمرینات و پشتکار و دقت و پیگیری مستمر ، از لوازم فراگیری این ورزش است.


                    کلاس هنررزمی آیکیدو  ( ویژه بانوان )   www.ariana-aikido.com    

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و سوم اسفند 1390ساعت 10:49  توسط عبدالحسین حسن اصفهانی  | 

باسمه تعالی

آکادمی هنرهای رزمی آریانا

 

سمینار و استاژفنی درایران توسط شیهان یوشیدا نماینده رسمی سازمان جهانی ازکشور ژاپن

کلاس هنررزمی آیکیدو ( ویژه آقایان )

درخدمت علاقه مندان هنر رزمی آیکیدو هستم

شماره تماس :  ۰۹۳۸۶۲۱۳۵۱۸ ،   ۴۴۲۶۵۰۵۳

روابط عمومی و امور بین الملل:   ۰۹۳۹۱۵۰۹۸۶۳ 

آکادمی آریانا هنررزمی آیکیدو ( آی کی کای )

یادداشت 4 – آذر 1390

انرژی مرکز بدن  - کی KI

کی مهارت در حفظ تعادل است.

 در آیکیدو ما اغلب از کلمه "کی" یا انرژی استفاده می کنیم، اما این کلمه معانی مختلف دیگری هم دارد.

"کی" همانطور که در هنگام اجرای تکنیک ها نشان می دهد یکی از عواملی است که ما آن را در هنگام قرار گرفتن در وضعیت صحیح داریم: خط مرکزی بدن، تنفس کردن، قدرت انفجاری انرژی متمرکز شده، زمان سنجی و غیره که ترکیب همه این ها با یکدیگر باعث تعادل کامل بدن می شود. می توان گفت "کی" مهارت در حفظ تعادل است.

معنی کی در جمله "کی خود را هماهنگ کنید" به حساسیت شما در برابر حریف اشاره می کند و شامل تمام عناصری است که از وجود حریف بیرون می زند، بنابراین قدرت، سرعت، زمانسنجی و ریتم همه قسمت هایی از معنی کی در این مثال هستند.

در حالیکه به تمرینات خود ادامه می دهید، نسبت به چگونگی حمله به حریف بیشتر حساس می شوید. مثلا، از کدام سمت به طرف شما خواهد آمد و قدرت خود را در کدام قسمت متمرکز کرده است. این امکان وجود دارد که بگوئیم قدرت "دیدن - احساس کردن انرژی" یکی از اصلی ترین قسمت های یادگیری است.

با کاوش عمیق تر می بنیم که "کی" مساله جهان و چگونگی کنترل آن است. هماهنگی با جهان یعنی در تعادل بودن. "آیکی" یعنی هماهنگی انرژی، یعنی از بین بردن خودپرستی است و آن تکنیک اطاعت کردن از جریان طبیعی جهان است. با این کار بدون اینکه سعی کرده باشید، متوجه وابستگی شخصی طبیعی خود به شرایطی که در مقابل شما قرار دارند خواهید شد و بوسیله رشد این هماهنگی است که ما واقعیت آیکیدو را درک می کنیم.

برگرفته از کتاب  TOTAL AIKIDO the master course, Gozo Shioda

 

گفتاری از استاد بزرگ موریهه ووشیبا

آیکیدو انعطاف پذیر است و به همین علت همیشه پیروز است. آنان که افکار پلید و ناهماهنگ در سر دارند، از ابتدا شکست خورده اند. چگونه می توان ذهن پریشان خود را منظم، دلتان را زلال و خود را با تمامی فعالیتهای طبیعت هماهنگ کنید؟ ابتدا می بایست دل خداوند را دل خودتان کنید و آن عشقی است عظیم و حاضر در تمام نقاط و زمانهای جهان. "هیچ ناهماهنگی در عشق نیست، هیچ دشمنی برای عشق وجود ندارد." ذهن ناهماهنگ دشمن با اراده خداوند یکی نیست و این دلیل واقعی شکست اوست.

رقابت در فنون، بردن یا باختن، طریقت حقیقی آیکیدو نیست، طریقت حقیقی آیکیدو شکست  نمی­شناسد. پیروزی یعنی غلبه بر ذهن ناهماهنگ و پلید خود و موفق شدن در ماموریتی که به شما واگذار گردیده است. این فقط یک تئوری نیست، وقتی آن را انجام می دهید، شما قدرت عظیم یکی شدن با طبیعت را می­پذیرید.

برگرفته از کتاب هنر صلح

قدردانی

 

این پیام نه تنها برای بچه هایمان بلکه برای همه ما که در این جامعه امروزی زندگی می کنیم موثر می باشد.

 

یک شخص جوان با تحصیلات عالی برای شغل مدیریتی در یک شرکت بزرگ درخواست داد. در اولین مصاحبه پذیرفته شد؛ رئیس شرکت آخرین مصاحبه را انجام داد. رئیس شرکت از شرح سوابق متوجه شد که پیشرفت های تحصیلی جوان از دبیرستان تا پژوهشهای پس از لیسانس تماماً بسیار خوب بوده است، و هرگز سالی نبوده که نمره نگرفته باشد.

رئیس پرسید: ((آیا هیچ گونه بورس آموزشی در مدرسه کسب کردید؟))

جوان پاسخ داد: ((هیچ.))

رئیس پرسید: ((آیا پدرتان بود که شهریه های مدرسه شما را پرداخت کرد؟))

جوان پاسخ داد: ((پدرم فوت کرد زمانی که یک سال داشتم، مادرم بود که شهریه های مدرسه ام را پرداخت می کرد.))

رئیس پرسید: ((مادرتان کجا کار می کرد؟))

جوان پاسخ داد: ((مادرم بعنوان کارگر رختشوی خانه کار می کرد.))

رئیس از جوان درخواست کرد تا دستهایش را نشان دهد.

جوان دو تا دست خود را که نرم و سالم بود نشان داد.

رئیس پرسید: ((آیا قبلاً هیچ وقت در شستن رخت ها به مادرتان کمک کرده اید؟))

جوان پاسخ داد: ((هرگز، مادرم همیشه از من خواسته که درس بخوانم و کتابهای بیشتری مطالعه کنم. بعلاوه، مادرم می تواند سریعتر از من رخت بشوید.))

رئیس گفت: ((درخواستی دارم. وقتی امروز برگشتید، بروید و دستهای مادرتان را تمیز کنید، و سپس فردا صبح پیش من بیایید.))

جوان احساس کرد که شانس او برای بدست آوردن شغل مدیریتی زیاد است. وقتی که برگشت، با خوشحالی از مادرش درخواست کرد تا اجازه دهد دستهای او را تمیز کند.

مادرش احساس عجیبی می کرد، شادی اما همراه با احساس خوب و بد، او دستهایش را به مرد جوان نشان داد. جوان دستهای مادرش را به آرامی تمیز کرد. همانطور که آن کار را انجام می داد اشکهایش سرازیر شد. اولین بار بود که او متوجه شد که دستهای مادرش خیلی چروکیده شده، و اینکه کبودی های بسیار زیادی در پوست دستهایش است. بعضی کبودی ها خیلی دردناک بود که مادرش می لرزید وقتی که دستهایش با آب تمیز می شد.

این اولین بار بود که جوان فهمید که این دو تا دست هاست که هر روز رخت ها را می شوید تا او بتواند شهریه مدرسه را پرداخت کند. کبودی های دستهای مادرش قیمتی بود که مادر مجبور بود برای پایان تحصیلاتش، تعالی دانشگاهی و آینده اش پرداخت کند.

بعد از اتمام تمیز کردن دستهای مادرش، جوان همه رخت های باقیمانده را برای مادرش یواشکی شست.

آن شب، مادر و پسر مدت زمان طولانی گفتگو کردند.

صبح روز بعد، جوان به دفتر رئیس شرکت رفت.

رئیس متوجه اشکهای توی چشم های جوان شد، پرسید:

((آیا می توانید به من بگویید دیروز در خانه تان چه کاری انجام داده اید و چه چیزی یاد گرفتید؟))

جوان پاسخ داد: ((دستهای مادرم را تمیز کردم، و شستشوی همه باقیمانده رخت ها را نیز تمام کردم.))

رئیس پرسید: ((لطفاً احساس تان را به من بگویید.))

جوان گفت:

1-اکنون می دانم که قدردانی چیست. بدون مادرم، من موفق امروز وجود نداشت.

2-از طریق با هم کار کردن و کمک به مادرم، فقط اینک می فهمم که چقدر سخت و دشواراست برای اینکه یک چیزی انجام شود.

3-به نتیجه رسیده ام که اهمیت و ارزش روابط خانوادگی را درک کنم.

 

رئیس شرکت گفت: ((این چیزیست که دنبالش می گشتم که مدیرم شود.))

می خواهم کسی را به کار بگیرم که بتواند قدر کمک دیگران را بداند، کسی که زحمات دیگران را برای انجام کارها بفهمد، و کسی که پول را بعنوان تنها هدفش در زندگی قرار ندهد. شما استخدام شدید.

بعدها، این شخص جوان خیلی سخت کار می کرد، و احترام زیردستانش را بدست آورد.

هر کارمندی با کوشش و بصورت گروهی کار می کرد. و عملکرد شرکت به طور فوق العاده ای بهبود یافت.

 یک بچه، که حمایت شده و هر آنچه که خواسته است از روی عادت به او داده اند، ((ذهنیت مقرری)) را پرورش داده و همیشه خودش را مقدم می داند. او از زحمات والدین خود بی خبر است. وقتی که کار را شروع می کند، می پندارد که هر کسی باید حرف او را گوش دهد، زمانی که مدیر می شود، هر گز زحمات کارمندانش را نمی فهمد و همیشه دیگران را سرزنش می کند. برای این جور شخصی، که ممکن است از نظر آموزشی خوب باشد، ممکن است یک مدتی موفق باشد، اما عاقبت احساس کامیابی نمی کند.

او غر خواهد زد و آکنده از تنفر می شود و برای بیشتر بدست آوردن می جنگند. آیا این جور والدین حامی هستیم، آیا ما داریم واقعاً عشق را نشان می دهیم یا در عوض داریم بچه هایمان را خراب می کنیم؟

 شما می توانید بگذارید بچه هایتان در خانه بزرگ زندگی کنند، غذای خوب بخورند، پیانو بیاموزند، تلویزیون صفحه بزرگ تماشا کنند. اما هنگامی که دارید چمن ها را می زنید، لطفاً اجازه دهید آن را تجربه کنند. بعد از غذا، بگذارید بشقاب و کاسه های خود را همراه با خواهر و برادر هایشان بشویند.

برای این نیست که شما پول ندارید که مستخدم بگیرید، می خواهید که آنها درک کنند، مهم نیست که والدین شان چقدر ثروتمند هستند، یک روزی موی سرشان به همان اندازه مادر شخص جوان سفید خواهد شد.

مهم ترین چیز اینست که بچه های شما یاد بگیرند که چطور از زحمات و تجربه سختی قدردانی کنند و یاد بگیرند که چطور برای انجام کارها با دیگران کار کنند.

 

نکات اخلاقی در آداب معاشرت شاگرد با استاد خویش

 

از اسكندر مقدونی پرسيدند: براى چه به معلّم و استاد خود بيش از پدرت ارج مى نهى؟ در پاسخ گفت: معلّم، منشاء و سبب زندگانى جاويد و پايدار من است. ولى پدر من، مجراى وجود زودگذر و ناپايدار من مى باشد.

شرافت و ارزش هر وجود به كمال آن مربوط است. علّت كمال وجود شاگرد، شخص معلّم و استاد او مى باشد (نه پدر او كه بايد او را صرفاً مجراى وجود ساده و بسيط وى دانست ).

دانشجو بايد بر اين اساس بينديشد كه استاد و معلّم او، پدر واقعی و روحانی وی، و خود او به منزله فرزند روحانی او است. پدر و فرزند روحانی از پدر و فرزند جسمانی، با ارزش تر و ارجمندتراند.

آن كه علم و دانشی را به ديگران مى آموزد، بهترين پدر انسان به شمار مى آيد؛ چون او پدر روحانى و مجراى كمال جان و روان انسان است.

شاگرد بايد با ديده تكريم و احترام به استاد خويش بنگرد، و از عيوب او چشم پوشى كند. (يعنى با دل و زبانش از او خرده گيرى نكند)؛ زيرا اگر شاگرد با چنين ديدگاهى احترام آميز به استاد خود بنگرد مى تواند به بهره گيرى از استاد و نفوذ و ثبات بيان و گفتار او در ذهنش كمك نمايد.

شاگرد نبايد رأی و نظريه استاد را مردود ساخته و با او با چهره و رفتار و گفتارى آمرانه مواجه گردد. او نبايد بر خلاف نظريه استاد، اشاره كند. بايد چنين بينديشد كه استاد او حق و صواب را بهتر از او مى شناسد. بلكه او بايد در تمام امور آموزشی، مطيع استاد باشد، و در برابر اندرز و نصيحت او مطيع بوده و در هر حال، جوياى رضا و خوشنودى او باشد. اگرچه رأی و نظر او با رأی و نظر استاد، در اين زمينه ها تفاوت داشته و روش استاد، دلخواه او نباشد. با رأی و نظر استاد به مسابقه نپردازد، و پيش از رأی او نظريه اى را انتخاب نكند، و با او در تمام شئون زندگى خويش مشورت نموده و به دستور او گردن نهد. قلباً و لساناً از نظريه و تدبير استاد پا فراتر نگذارد.

 

به همت کمیته روابط عمومی و امور بین الملل آکادمی هنرهای رزمی آریانا (اصفهانی دوجو)


برچسب‌ها: یاداشت شماره 4
+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و سوم اسفند 1390ساعت 10:35  توسط عبدالحسین حسن اصفهانی  | 

 عکسهای منتخب 



 سمینار و استاژفنی ۲۰۱۱/۷/۲۹

+ نوشته شده در  سه شنبه یکم شهریور 1390ساعت 12:36  توسط عبدالحسین حسن اصفهانی  | 

باسمه تعالی

آکادمی آریانا هنر رزمی آیکیدو

یادداشت 3 دی ماه 1389

آيا می‏توان تهديد ها را به فرصت تبديل نمود ؟

عقاب و گردباد

متن حكايت

عقاب وقتي مي خواهد به ارتفاع بالاتري صعود كند، در لبه ي يك صخره، به انتظار يك اتفاق مي نشيند! مي‏دانيد آن اتفاق چيست؟ گردبادي كه از رو به رو بيايد! عقاب به محض اين كه آمدن گردباد را حس كرد، بال هاي خود را مي‏گشايد و اجازه مي‏دهد باد، او را با خود بلند كند.

به محض اين كه طوفان قصد سرنگوني عقاب را كرد، اين پرنده‏ي بلند پرواز، سر خود را به سوي آسمان بلند مي‏كند و عمود بر طوفان مي‏ايستد و مانند گلوله‏ي توپي، به سمت بالا پرتاب مي‏شود .

او آنقدر با كمك باد مخالف، اوج مي‏گيرد تا به ارتفاع مورد نظر برسد و آنگاه با چرخش خود به سوي قله‏ي موردنظر، در بالاترين نقطه‏ي كوهستان، مأوا مي‏گزيند.

خوب به شيوه‏ي عقاب براي بالارفتن دقت كنيد. او منتظر حادثه مي‏ماند، حادثه‏اي كه براي مرغ‏هاي زميني، يك مصيبت و بلاست. او منتظر طوفان مي‏نشيند تا از انرژي پنهان در گردباد، به نفع خود استفاده كند.

وقتي طوفان از راه مي‏رسد، عقاب به جاي زانوي غم بغل گرفتن و در كنج سنگ‏ها پناه گرفتن، جشن مي‏گيرد و خود را به بالاترين نقطه‏ي وزش باد مي‏رساند و از آن جا، سنگين‏ترين ضربه‏هاي گردباد را به نفع خود به كار می‏گيرد؛ عقاب از نيروي مهاجم، به نفع خويش استفاده مي‏كند.

او نه تنها از نيروي مخالف نمي‏هراسد، بلكه منتظر آن نيز مي‏نشيند چرا كه مي‏داند اين انرژي پنهان در نيروي مخالف است كه مي‏تواند او را به فضاي بالاتر پرتاب كند.

شرح حكايت

انرژي اوج، به رايگان به كسي داده نمي‏شود. به طور اساسي در قانون بقاي طبيعت، تقلاي بقاي نيروهاي منفي، ايجاب مي‏كند كه تعداد نيروهاي مخالف در زندگي، هميشه بيش‏تر از جريان موافق شما باشد. پس اگر قرار است نيروي كمكي براي صعود شما حاصل گردد، قاعدتًا بايد اين نيرو از سوي مخالفان شما تأمين شود بنابراين وقتي اتفاقي خلاف ميل شما رخ مي‏دهد، به جاي عقب‏نشيني و سرخوردگي و واگذار كردن ميدان، بي‏درنگ عقاب‏گونه جشن بگيريد و اين رخداد ناخوشايند را به فال نيك گرفته و سعي كنيد در لابه لاي اين حادثه‏ي به ظاهر نامطلوب، خواسته و طلب موردنظر خود را پيدا كنيد و با استفاده از نيروي مخالف، خود را به خواسته‏ي خويش نزديك سازيد.

اين شما هستيد كه بايد منتظر فرصت باشيد و با تأمل، آمادگي، صبر و تدبير به موقع، از اين نيرو براي بالا رفتن و اوج گرفتن استفاده كنيد. پس هرگز از وجود سختي و زحمت و نيروي مخالف در زندگي، كار و تحصيل و ... خود گله‏مند نباشيد. اين‏ها مخازن انرژي پرواز شما هستند و اگر نباشند، شايد هرگز صعودي در زندگي‏تان حاصل نگردد.

به جاي دست روي دست گذاشتن و از وجود مشكل‏ها و مخالفت‏ها گله كردن، كمي چشم دل خود را باز كنيد و به حكمت پنهان در مصيبت‏ها و سختي‏هاي زندگي بينديشيد. خالق هستي با هيچ موجودي حتي بدترين مخلوقات عالم هم دشمني ندارد و اگر اتفاقي رخ مي‏دهد كه به ظاهر، آزاردهنده و ناخوشايند است، شك نكنيد كه او در هر چه رقم مي‏زند، خير و بركت و سعادت پنهان است. اين ما هستيم كه بايد شجاعت رويارويي با جريان‏هاي مخالف را داشته باشيم و در وقت مناسب، بال‏هاي خود را بگشاييم و چرخش صعود خود به سمت بالا را تجربه كنيم.

راز داستان عقاب و گردباد و ارتباط آن با هنر آیکیدو

آیکیدو روش هماهنگی است

ریشه آیکیدو از هنر رزمی کوریا-جوجوتسو (جوجوتسو کلاسیک) که توسط "شین را سابورو میناموتو نو یوشی میتسو" در قرن چهاردهم در کیوتو ژاپن تمرین می شد٫ شکل گرفته است. تکنیک های او به خانواده "تاکدا" راه پیدا کرد و به دای توریو جوجیتسو تبدیل شد و در دوره ادو آن را به آی زو که در شمال ژاپن قرار دارد بردند. در آی زو هنرهای رزمی اوشی کیئچی تعلیم داده می شد. در دورام میجی٫ "سوکاکو تاکدا" هنرهای دای توریو و اوشی کیوچی را ادغام کردند و به این ترتیب دای توریو آیکی جوجوتسو متولد شد.

موریهه اوشیبا٫ بنیانگذار آیکیدو٫ بهترین دانشجوی سوکاکو تاکدا شد. اوشیبا دانشجوی رشته های دیگر هنرهای رزمی نیز بود و از معتقدان به مذهب اوموتو بود. با بودویی که او در خود بوجود آورد٫ چیزی که ما امروزه آن را به عنوان آیکیدو می شناسیم را بنیانگذاری کرد. او آموزش می داد که آیکیدو فقط یک هنر رزمی نیست (بودو)٫ بلکه راهی برای یکی کردن جسم و روح (کوکورو) در رابطه با اصول جهان می باشد.

درک ماهیت تکنیک ها

بستگی به قدرت شخص مقابل٫ تکنیک های اصلی مختلفی برای مقابله با حریف در آیکیدو وجود دارد. اگرچه ترتیب هر تکنیکی متفاوت است٫ اما در اصل همه تکنیک ها شبیه یکدیگرند. برای مثال استواری بدن٫ انتقال تعادل٫ هدایت کردن انرژی و ...

کسانی که برای یادگرفتن آیکیدو اقدام کردند به تکنیک های فردی علاقمند بودند٫ می خواستند بدانند چگونه کنترل دوم را بکار ببرند٫ چگونه بدل فنون را می توان موثرتر انجام داد و ... . اما منظور از آموزش فهمیدن اصول مشترک تکنیک ها می باشد.

وقتی به طور کامل این اصول را یاد گرفتید٫ به طور طبیعی علاقه خود را به جزئیات تکنیک از دست خواهید داد. سپس٫ با توجه به شرایط شخصی خودتان٫ خود را با موقعیت های مختلف وفق خواهید داد و قادر خواهید شد از بهترین راه ها برای اجرای تکنیک ها استفاده کنید. یعنی به جای اینکه فکر کنید٫ این کار را انجام بدهم٫ یا آن کار را انجام بدهم٫ به سطحی می رسید که بدنتان بر طبق اصولی که یاد گرفته اید حرکت خود را انجام می دهد.

با تسلیم شدن می توانید قصد او را بخوانید

مهمترین چیز در آیکیدو چیزی است که "تسلیم شدن" نامیده می شود. معمولا بشر فکر می کند "من این کار را انجام خواهم داد٫ آن کار را انجام خواهم داد" و قادر به "تسلیم شدن" نیست. این باعث می شود که با شخص مخالف درگیری ایجاد شود.

اگر بتوانید به شخص دیگر بدون خودخواهی و قلب باز نگاه کنید٫ می توانید وضعیت او را ببینید: هدف او چه نقطه ای است٫ از چه نیرویی استفاده می کند٫ تعادل بدن او در کجا قرار دارد٫ احساس او چگونه است و ... - همه این ها مشخص می شود. این ها چیزهایی هستند که فقط با نگاه کردن و یا استفاده از هوش فهمیده نمی شود. شما باید این چیزها را در یک لحظه با قلب خود درک کنید. اگر وضعیت شخص مقابل را بفهمید و بتوانید آن را راهنما قرار دهید٫ می توانید به راحتی از آن بهره ببرید. اگر می خواهید در برابر حریف تسلیم شوید٫ باید قرار گرفتن شما در مقابل او به طور صحیح و کامل باشد. اگر بتوانید این کار را انجام دهید٫ احساس راحتی و آزادی خواهید کرد.

هماهنگ شدن با حریف

این "راز" آیکیدو را می توان در رفتار با مردم بکار برد. با تصحیح وضعیت خودتان و تماس با اشخاص با روح خود و تسلیم شدن در برابر آنها٫ می توانید روح آنها را از آن خود کنید.

در آن لحظه است که هماهنگی متولد می شود. در آیکیدو ما رقابت نداریم به این دلیل ما در مسابقات برنده یا بازنده نداریم.

منظور از آیکیدو درک هماهنگی از طریق ریشه دار کردن اصول تکنیک ها در درون خودمان است٫ بدون اینکه با نحوه تفکر تضاد داشته باشد. همانطور که استاد بودو "کی ایچی هوگن" گفته است. " با آن چیزی که بر ضد شما است هماهنگ شوید" ٫ ممکن است بتوان گفت آیکیدو راهی برای فهمیدن سخنان او می باشد.

برگرفته از کتاب TOTAL AIKIDO The Master Course, Gozo Shioda

به همت کمیته روابط عمومی و امور بین الملل آکادمی آریانا هنر رزمی آیکیدو (اصفهانی دوجو)

+ نوشته شده در  دوشنبه بیستم دی 1389ساعت 13:56  توسط عبدالحسین حسن اصفهانی  | 

باسمه تعالی

آکادمی آریانا هنر رزمی آیکیدو

یادداشت 2 آبان 1389

اصول آيکيدو

با بالا رفتن سن٫ عضلات شما ضعیف می شوند و دیگر قدرت کشیدن حریف را نخواهید داشت. در نهایت قدرت بدن محدودیتی دارد٫ حتی اگر بدن خود را به خوبی پرورش داده باشید. به همین دلیل پروفسور ووشیبا می گوید قدرت نهایی از قدرت تنفس می آید و تاثیر آن بر پایه اصول طبیعی است. اگر شخصی با قدرت به سمت شما حمله کرد و شما توانستید قدرت اور را به خود منتقل کنید٫ احتیاجی به تلاش نخواهید داشت. (استفاده از نیروی خط مرکز بدن(

قدرت حاصل از نیروی خط مرکز بدن        Chushin-Ryoku

یکی از اصول پایه آیکیدو مستقیم نگهداشتن مرکز بدن در یک خط می باشد. اکثر مردم حتی اگر بخواهند به طور مستقیم بایستند٫ مرکز بدنشان در یک خط قرار نمی گیرد. حتی وقتی که ما تمرکز خود را روی مستقیم نگهداشتن مرکز بدن خود در یک خط مستقیم می گذاریم بلافاصله بعد از حرکت کردن دوباره آن را از دست می دهیم. اگر چنین اتفاقی انجام گیرد، هدف آیکیدو که افزایش قدرت تنفس می باشد غیر ممکن می گردد.

اگر ما بتوانیم به هر طرف که حرکت می کنیم مرکز بدن خود را محکم نگهداریم، قدرت را به آن طرف متمرکز خواهیم کرد. با استفاده از تمرکز این قدرت می توانیم قدرت طرز قرار گرفتن، تمرکز و قدرت تنفس خود را افزایش دهیم.

وقتی که قدرت شما در خط مرکزی بدن متمرکز شده باشد، می توانید مرکز ثقل خود را حفظ کنید، حتی اگر بر روی یک پا ایستاده باشید.

اولین و ضروری ترین تمرین برای افزایش قدرت متمرکز شده (KAMAE) است. به محض اینکه توانستید مرکز بدن خود را در کامائه ثابت نگهدارید، می توانید در هنگام اجرای تکنیک آن را باقی نگهدارید.

برگرفته از کتاب  TOTAL AIKIDO the master course, Gozo Shioda

 

به جاي کوسه بودن دلفين باشيم !

 همه ما براي برقراري ارتباط با ديگران، روش‌هاي منحصر به فردي داريم. بنابراين تعداد بسيار زيادي روش ارتباطي وجود دارد. اما چگونه مي‌توانيم كليدي پيدا كنيم كه روابط خانوادگي، عاطفي و حرفه‌اي ما را تسهيل كند؟ و چگونه مي‌توانيم راه‌حلي بيابيم كه براي همه اشخاص راضي‌كننده باشد و ما را به تفاهم برساند؟ نويسندگان كتاب راهبرد دلفيني، كليد اين امر را تنها در همكاري و انعطاف‌پذيري مي‌دانند.

آنها معتقدند كه به طور كلي، انسان‌ها را همانند موجودات دريايي مي‌توان به 3 طبقه تقسيم كرد: ماهي‌هاي كپور، كوسه‌ها و دلفين‌ها.

دسته اول:

ماهي‌هاي كپور هستند كه هميشه ماهي‌هاي قرباني‌اند‌ زيرا پيوسته توسط ديگر ماهي‌ها خورده مي‌شوند.

در حيات اجتماعي بشر، برخي از انسان‌ها نيز چنين‌ هستند؛ يعني برخي از انسان‌ها در زندگي خود نقش ماهي كپور را بازي مي‌كنند.

آنها كم و بيش و برحسب مورد، قرباني اين يا آن چيز، اين يا آن مسئله، اين يا آن شخص مي‌شوند و حتي ممكن است قرباني روابط غلط و تفكرات منفي خود شوند.

دسته دوم:

كوسه ماهي‌ها هستند كه روش (برنده - بازنده) را به كار مي‌گيرند.

براي اينكه من برنده شوم‌ تو بايد با زنده باشي و اين كار بايد بدون هيچ تمايز و تفاوتي انجام گيرد.

براي كوسه‌ماهي، هر نوع ماهي، دشمن به حساب مي‌آيد. هر ماهي يك وعده غذايي بالقوه است.

شايد ما نيز اين نقش را بازي كرده باشيم ‌يا حداقل در زندگي حرفه‌اي يا شخصي خود با كوسه‌هايي برخورد كرده باشيم.

دنياي سازمان‌ها و دنيايي كه ما در آن كار مي‌كنيم از ديرباز دنياي كوسه‌ها تلقي مي‌شود كه گاه صحبت از كاركناني مي‌شود كه براي رسيدن به مقام‌هاي بالا يكديگر را مي‌درند.

در دنياي پر رقابت امروز، حتي سازمان‌ها گاهي اوقات به طور موذيانه به سازمان‌هاي ديگر حمله مي‌كنند. به طور خلاصه انسان‌هايي را مي‌توان يافت كه كم و بيش در حال رقابت دائمي از نوع برنده - بازنده هستند.

دسته سوم:

نوع ديگري از حيوانات دريايي دلفين‌ها هستند.

اين پستاندار آبزي بزرگ به طور طبيعي بازيگوش و داراي روحيه همكاري است و در ارتباطات خود شيوه برنده - برنده را برگزيده است. دلفين در دنيايي از وفور نعمت زندگي مي‌كند. او هيچ كمبودي ندارد و مي‌خواهد كه همه چيز را با همگان تقسيم كند.

اگر يك دلفين زخمي شود، 4 دلفين ديگر او را همراهي مي‌كنند تا خود را به گروه برساند. داستان‌هاي زيادي نيز وجود دارد كه در آنها دلفين‌ها جان انسان‌ها را نجات داده‌اند. پژوهش‌هاي انجام شده در سان‌ديه‌گو نشان داده‌است كه دلفين‌ها علاوه بر داشتن روحيه همكاري، بسيار باهوش‌ هستند. حتي برخي از پژوهشگران آنها را باهوش‌ترين موجودات روي زمين دانسته‌اند.

تحقيق زير روحيه همكاري و روش‌هاي برنده - بازنده و برنده - برنده را به خوبي آشكار مي‌سازد.

در سان‌ديه‌گو پژوهشگران 95 كوسه و 5 دلفين را به مدت يك هفته در يك استخر بزرگ رها كرده و به مطالعه حالات رفتاري آنها پرداختند. ابتدا كوسه‌ها به يكديگر حمله كردند و در اين تهاجم تعداد زيادي از آنها نابود شدند، سپس به دلفين‌ها حمله‌ور شدند.

 

دلفين‌ها فقط مي‌خواستند با آنها بازي كنند ولي كوسه‌ها بي‌وقفه به آنها حمله مي‌كردند. سرانجام دلفين‌ها به آرامي كوسه‌ها را محاصره كرده و هنگامي كه يكي از كوسه‌ها حمله مي‌كرد آنها به ستون فقرات پشت يا دنده‌هاي کوسه مي‌كوبيدند و آنها را مي‌شكستند. به اين ترتيب كوسه‌ها يكي بعد از ديگري كشته مي‌شدند. پس از يك هفته 95 كوسه مرده و 5 دلفين زنده در حالي كه با هم زندگي مي‌كردند در استخر ديده شدند.

ارتباط هدايت شده در جهت راه‌حل‌ها، تمايزهاي پرباري را براي روشن كردن زندگي حرفه‌اي و ‌شخصي ارائه مي‌دهد.

كوسه تمايزي انجام نمي‌دهد. در دنياي او براي برنده شدن‌ ديگران يا بايد بميرند و يا ببازند. ولي دلفين‌ها بسيار انعطاف‌پذيرند زيرا در دنيايي سرشار از تشخيص‌هاي پربار زندگي مي‌كنند.

بياييد يك بار ديگر ماجراي استخر سان‌ديه‌گو را مرور كنيم.

وقتي يك كوسه با يك دلفين روبه‌رو مي‌شود چه اتفاقي مي‌افتد؟

كوسه حمله مي‌كند چون روش ارتباطي او برنده - بازنده است‌ ولي دلفين با انعطاف‌پذيري خاص خود فرار مي‌كند و مي‌گويد من در دنيايي سرشار از ثروت و وفور نعمت زندگي مي‌كنم. در دريا براي همه به اندازه كافي غذا هست پس بيا با هم بازي و همكاري كنيم. كوسه دوباره حمله مي‌كند و دلفين فرار مي‌كند. كوسه توانايي دروني لازم را براي خارج شدن از تنگ‌نظري ندارد، بنابراين مجدداً حمله مي‌كند.

دلفين كه مي‌بيند ديگر چاره‌اي ندارد مي‌گويد: من آن قدر انعطاف‌پذيري دارم كه در موقع مناسب به يك كوسه تبديل شو‌م پس حالا آماده رويارويي باش.اگر به طور تصادفي، كوسه آن قدر هوش داشته باشد كه بفهمد حريف دلفين نمي‌شود و بخواهد در بازي و همكاري با او شركت كند، دلفين به راحتي او را مي‌بخشد و طوري با او رفتار مي‌كند كه انگار يك دلفين است.

به همت کمیته روابط عمومی و امور بین الملل آکادمی آریانا هنر رزمی آیکیدو (اصفهانی دوجو)

+ نوشته شده در  سه شنبه چهاردهم دی 1389ساعت 13:15  توسط عبدالحسین حسن اصفهانی  |